دلم گرفته است
دلم گرفته،
دلم عجیب گرفته است.
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو،که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش،
نه این صداقت حرفی،که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست،
نه،هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند.
و فکر می کنم
که این ترنم محزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد. سهراب-مسافر
پ.ن
دلم برای خیلی چیزها گرفته،چیز هایی که اگر بخواهم بگویم،احساس می کنم حقارت کلماتم آنها را به بند خواهد کشید...
نالیدن بی حساب سعدی گویند خلاف رای داناست
از ورطه ی ما خبر ندارد آسوده که برکنار دریاست
+ نوشته شده در یازدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط سید جلال جزایری
|