نغمه آغاز
"در آغاز هیچ نبود،کلمه بود و آن کلمه خدا بود."
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود.
و با نبودن چگونه توانستن بود؟
و خدا بود و با او عدم بود.
و عدم گوش نداشت.
حرف هایی هست برای نگفتن که اگر گوشی نبود،نمی گوییم
و حرف هایی هست برای نگفتن،
حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند.
و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن
دارد.
حرف هایی بی قرار و طاقت فرسا
که همچون زبانه های بی تاب آتشند.
کلماتش هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند.
اینان در جست و جوی مخاطب خویشند.
اگر یافتند،آرام می گیرند
و اگر نیافتند،روح را از درون به آتش می کشند.
علی شریعتی
پی نوشت
متن کامل و زیبای نوشته بالا را می توانید در کتاب فوق العاده ی "کویر" در فصلی با عنوان سرود آفرینش بخوانید.